اخيراً کتابی با عنوان "اقتدار گرائی ایرانی در عهد قاجار" با قلم زیبای استاد برجسته علوم سیاسی ایران؛ دکتر محمود سریع القلم به بازار نشر عرضه شده است. در متن ذیل که صفحه تقدیمی آ» است، تعمق کنید و درد امروز جامعه ایرانی را بشناسید و اگر چنانچه دغدغه اعتلای ایران را دارید، در تربیت نسل فردا بر این اساس بکوشید: «تقدیم به ایرانیان زیر ده سال، که در آینده برای کسب ثروت، به نهاد دولت نزدیک نخواهند شد؛ - برای افزایش قدرت کشور، ثروت تولید خواهند کرد؛ -ظرفیت نقدپذیری و اصلاح تدریجی را در خود پدید خواهند آورد؛ - از فرهنگ واکنش های سریع به خویشتن داری، ارتقاء فرهنگی پیدا خواهند کرد؛ - از فرهنگ شفاهی و غیر دقیق به فرهنگ مسئولانه مکتوب، انتقال تمدنی پیدا خواهند نمود؛ - از رفتارها و کارهای کوتاه مدت به گستره دراز مدت، رشد فکری پیدا خواهند کرد؛ - تضعیف، تخریب و انتقام را از فرهنگ سیاسی خود حذف خواهند نمود؛ - به رشد فکری و استقلال فکری از طریق مطالعه حداقل دو ساعت در روز روی خواهند آورد؛ - برای ایرانیان دیگر از رانندگی گرفته تا کسب قدرت، حقوق قائل خواهند شد - از رشد و موفقیت دیگران به طور واقعی خوشحال شده و درس خواهند آموخت؛ - غرور بی جا، حسادت و ناجوانمردی را به سکوت، احترام و گذشت تبدیل خواهند کرد؛ - دروغ گوئی و وارونه جلوه دادن واقعیت ها را از نظام معاشرتی خود با دیگران حذف خواهند نمود؛ - برای کسب قدرت،به اصل رقابت و فرصت برای دیگران اعتقاد خواهند داشت؛ - و پس از رسیدن به قدرت، فقط دوره محدودی، صرفاً برای تحقق کارهای بزرگ، در قدرت خواهند ماند».
همانطور که برای کالا ها و خدمات استانداردهایی تدوین شده که همه آن را قبول دارند. در زندگی هم باید این معیارها بر اساس تغیرات در سبک زندگی تغییر کند. در جوامعی که تکنولوژی همزمان با سیر تدریجی تغییرات پیش رفته این مشکلات کمتر بوده است.
بنابراین باید تلاش شود یک زبان مشترک برای استانداردها ی زندگی تدوین شود که اکثر جامعه را پوشش دهد. واین کار نیازمند باز نگری در استانداردها بر اساس تغییرات سبک زندگی است.
کتاب کیمیاگر پائولو کوئلیو به شکلی رابط بین موضوع راز یعنی به دست آوردن آن چه در جها ن طلب کنی. یعنی امکان تغییر وعوض شدن ونیروی حا ل است . کتابی به همین نیروی حا ل اثر اکهارت تله به چندین جمله جالب از این کتاب اشاره میکنم :
- من هم مانند همه مردم هستم.دنیا را به آن شکلی میبینم که دوست دارم کارها ومسایل اتفاق بیفتد. نه به شکلی که اتفاق میافتند.
- همه چیز در زندگی نوعی نشانه است . جهان به وسیله زبانی ساخته شده که همه مردم آن را میفهمند.اما حالا آن را فراموش کرده اند.من درحال حاضر فراتر از چیزهای دیگر به دنبال این زبان جهانی هستم.
- کشف سنگ فلسفی ساده نیست کیمیاگران سالهای زیادی را در آزمایشگاهها گذرانده وبه آتشی که فلزات را تطهیر میکرد خیره میشدند.آنقدر به آن آتش نگاه میکردند تا تمامی هوسهای دنیوی را از دست میدادند.تا اینکه در یک روززیبا کشف میکردندکه تطهیر فلزات منتهی ومنجر به تطهیر خودشان شده است.
- هرکسی روش یادگیری خودرا دارد.روش او مال من نبود وروش من نیز ربطی به او ندارد.اما هردوی مادرجستجوی افسانه شخصی خود هستیم ومن به آن احترام میگذارم.
- من زنده ام. وقتی که درحال خوردن هستم. هیچ کار دیگری به جز خوردن انجام نمیدهم.اگر درحال پیاده روی بودم فقط راه پیمایی میکردم.واگر میبایستی مبارزه میکردم روزخوبی همانند هرروزدیگری برای مردن خواهد بود.برای اینکه من نه درنیمه گذشته ونه در نیمه آینده زندگی میکنم.وفقط بازمان حال زندگی کرده وهمان است که برای من جالب توجه است.اگر شما بتوانی در زمان حال باقی بمانی.دراین صورت انسان خوشبختی خواهی بود.
- شتربان میخواست بداندکه آن شرایطی که خداوند اجازه میدهد تا آینده دیده شود کدامند:زمانی که خود او آن را نشان بدهد.خداوندبندرت آینده را نشان میدهدودلیلش هم تنها یک چیز میباشد(آن آینده ای است که برای تغییر دادن آفریده شده است.)