|
ادامه خاطرات حج (سلطه) |
|
|
وقتی در این مکان بسر می بری اندیشه ات به هر کجا سر زده درون قرون واعصار را می کاود. وقتی در کنارکعبه نشسته ای و سادگی این خانه را میبینی که سنگهایش از درون طبیعت با همان شکل و رنگ و بدون هیچ پیرایه ای شکل گرفته اند . وقتی در مسیر یا در کنار سعی صفا و مروه ایستاده ای و هاجر را میبینی که چگونه میخواهد خود را از سلطه طبیعت رها کند و برای زندگی خودو فرزندش به جستجوی آب می نشیند.به فکر فرو میروی که انسان از زمان پرتاب شدن آدم به زمین تحت (سلطه ) قرار گرفته و سزای نافرمانیش تلاشی است که باید برای رهائی از این ( سلطه) بکند. انسانهای نخستین آنچنان تحت( سلطه) طبیعت بوده اند که تمام تلاش روزانه شان برای بقا پیدا کردن جائی در غاری و سنگی برا ی شکار حیوانی و.... بوده. همچنان که جلوتر آمده و خودشان را از سلطه های طبیعت بیشتر نجات داده اند دچار سلطه سلطانها . حکومتها .مرد سالاریها .خانها.پدر ها . مادرها و .... شده اند. و بعد تلاشی دیگر برای رهائی. وادیان آمده اند تا این رهائی را تسریع کنند. اینجا در کنار کعبه به هفت هشت میلیارد آدم روی این کره فکر میکنی که هرکدام دارای دین و آئین و عقایدی هستند. و مگر نه این است که این دین و عقاید و فرهنگ را از سلطه حکومت ها. پدر مادرها و .... به دست آورده اند.؟ راستی اگر ما ملت ایران شیعه هستیم یکی از دلایلش این نیست که جکومت صفویه آن را رواج داده است.؟ و یا مگر هر کدام از ما دین خود را از پدر و مادر نیاموخته ایم.؟ سالها این فکر ذهن مرا مشغول داشته که اگر من در هند به دنیا آمده بودم الآن چه مذهبی داشتم. و اینکه انسان در هرکجا باشد تحت( سلطه) اطرافش قرار گرفته است. اما چه باید کرد؟ آنچه در دنیای امروز می گذرد ازیک بعد که تلاش میشود انسانها را از زیر( سلطه )حکومتها . پدر ومادرها و اطرافیان خارج کند وبه افراد بیاموزد که خودشان با تفکر دین و کار وعقاید و فرهنگشان را انتخاب کنند شاید تلاشی باشد برای رهائی از (سلطه) . آگر چه سلطه های دیگری را به ارمغان می آورد مثل( سلطه) رسانه ها .( سلطه )مد .( سلطه) آلودگی هوا و هزاران( سلطه) دیگر اما همین که انسانها می آموزند که باید خود را از سلطه ها رها کنند این به شکلی پیشرفت محسوب میگردد. اما مردم کشور عقب مانده ای مثل ما هرروز دنبال طلب این (سلطه ) هستند.اینکه ما دنبال این هستیم که حکومت برایمان آب و غذا و مسکن و.... تهیه کند. اینکه در آرزوی پیدا کردن شخصی هستیم که با اقتدار مشکلاتمان را حل کند غیر از این است که طلب (سلطه ) میکنیم؟ حکومت ها هم خوشحال از اینکه به مردم خدمت میکنند.هر روز (سلطه ) خویش را افزون میکنند. حتی فرزندی که میخواهد پدر و مادرش کارهایش را بکنند. به او پول بدهند تا صرف زندگی اش کند.نباید از اینکه آنها رفتار وعقایدشان را بر او تحمیل میکنند ناراحت شود. بنابر این با رها شدن از این سلطه هاست که انسان در هرجا که باشد در شرق یا غرب در ایران شیعی یا اسرائیل یهود . آفریقا یا آمریکا . میتواند با تحقیق و فکر روشن زندگی صحیح را بیاموزد. و از این فکر که خداوند به ما لطف کرده که ما را مسلمان یا شیعه آفریده اگر چه جاهل باشیم. بیرون آمده و خوشحال نباشیم که با قطره اشکی برای امام حسین یا فریادی بر علیه اسرائیل و آمریکا به رستگاری خواهیم رسید. |