تبليغاتX
بامداد - عادت
چند روز پیش که با چند نفر از دوستان با اتوموبیل راهی مسافرتی بودیم.گوینده رادیو به مناسبت انتخابات میگفت:تا صد سال پیش در ایران زنان حق رای دادن در انتخابات را نداشتند.من به دوستان گفتم :صد سال بعد که آیندگان به ما می نگرند. بسیاری از کارهای ما را عجیب می پندارند.

بسیاری از کارها در زمان طولانی به شکل عادت در می آید وبعد به صورت امور بدیهی میشود.اگر نگاهی به گذشته کنیم.صدسال قبل بیشتر یا کمتر مواردی وجود داشته که برای به دست آوردن آنها به مبارزاتی سخت و حتی خونین نیاز داشته اهایم تا آنها را به صورت عادت درآوریم.
رای دادن.مدرسه رفتن.مدرسه رفتن دخترها.کار کردن زنان.تفکیک قوا وهزاران موردی که اکنون از امور بدیهی وعادت ما شده اند.
یوستین گردر در کتاب دنیای سوفی به خوبی به این موضوع اشاره می کنداو درکتابش که در باره تاریخ فلسفه است می گوید:بچه ها که به دنیا می آیند چون به امور دنیا عادت ندارند به همه چیز با دید کنجکاوی وتعجب نگاه می کنند.چون به آن عادت نکرده اند.ازطرف دیگر چون به امور دنیا عادت نکرده اند.میتوانند با مسایل راحت کنار بیایند.او میگوید:اگر بزرگ سالان ببینند که شعبده باری از درون کلاهش خرگوشی را بیرون می آورد مثل بچه ها ازاین کار تعجب میکنند.اما اگر خانواده ای مشغول خوردن صبحانه باشند و کودک خانواده ببیند که پدرش درحال صرف صبحانه بر بالای اتاق پرواز میکند . این امر برایش همان احساسی را ایجاد می کند که ما از دیدن مثلآ یک موجود فضایی احساس میکنیم. اما مادر خانواده که این را میبیند مسلما غش میکند و از حال می رود.
از این موضوع میخواهم این نتیجه را بگیرم .  همچنان که خوردن سوسک و مار وعقرب توسط چینیها ما را دچار نفرت میکند اما این موضوع برای یک فرد چینی امری بسار عادی است.
اگر چه یوستین گردر اعتقاد دارد که فلسفه به ما این بصیرت را میدهد که ما مثل کودکان بیندیشیم. اما من اعتقاد دارم که دین.فلسفه .هنر.عرفان و هرکدام از اینها باعث عادت شکنی وایجاد عادت های جدید در ما میشوند. آن مقدار از عادتها که در بصیرت ما انسانها به شکل ارزش در میآیند در دراز مدت پایدار میمانند.و بقیه از بین میروند.
اینکه ما هنوز به پدیده هایی مثل دموکراسی .تفکیک قوا. سیاست و غیره  وحتی کمربند ایمنی مثل بچه ها نگاه میکنیم به این دلیل است که به آنها عادت نکرده ایم.
به این موضوع با توجه به انتخابات پیش رو نگاهی دیگر خواهم افکند.

+ نوشته شده در  88/03/04ساعت 8:43  توسط مهدی پاریزی  |